تبليغاتX
باغ شیشه ای


باغ شیشه ای

به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

 

“دیگران” همیشه برایم “گران” تمام شده اند

 

 بجای آن که “نگرانم ” شوند…

.

Image Detail

.
.
شبیه قطره باران که آهن را نمی فهمد

دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی فهمد
.
.
.
از میان این همه بود ما در آرزوی یکی بودیم که نبود…..
.
.

.
شب سرشارست از رمز و راز و من

سرشارم از تضاد و فکرهای نیمه تمام ،

 شناور در فضا!!!
.
.
.
یــــــــــــــــــــــــــــــاد بگیر:

گاهی نباید ناز کـــــشید ؛

انتظارکـــــشید ؛

… آه کـــــشید ؛

درد کـــــشید ؛

فریاد کـــــشید ….

تـنهـآ باید دست کـــــشید و رفت …
.
.

Image Detail
.
اصن واسم فرقی نمیکنه چقد دوروبرم شلوغه..

 وقتی کسی نمیفهمه چقد

 تنهام….

تو این شلوغیا احساس تنهایی بیشتری میکنم حتی !
.
.

Image Detail
.
دلم می خواهد بخوابم

 مثل ماهی حوضمان که چند روزیست

روی آب خوابیده است
.
.

.
شاید قانـــون دنیا همین باشد ……

 تو صاحب ِ آرزویـــــم باشی کــه ِ

شیرینــی تعبیرش برای دیگــــــریست
.
.

Image Detail
.
گناهانم را دوست دارم!

 بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام می دانی

 چرا ؟ آن ها واقعی ترین انتخاب های منند…
.
.

Image Detail
.
فرقی نمیکند دختر باشی یا پسر ,

 همین که با دل کسی بازی نکنی مردی…
.
.

Image Detail
.
چیزی بدتر از زندگی کردن در دوران رو به تغییر وجود ندارد..
.
.

Image Detail
.
خیانت است اما….

آنقدر که با یادت بوده ام با خودت نبوده ام…!
.
.

Image Detail
.
کسی که بزرگترین دغدغه زندگیش

ست کردن رنگ رژ لبش با لباسش است,

تاب درد دل یک مرد را ندارد…!

درد دل یک مرد را یا یک مرد میفهمد یا دود سیگارش…!!!
.
.

Image Detail
.
درد مرا انتخاب کرد…

من تو را…

تو رفتن را…

آسوده برو! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم
.
.

Image Detail
.
کلاغ ها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست

 اما انقدر باوفایند که شاخه های خشک درختان

را در فصل سرد زمستان تنها نمی گذارند.

Image Detail
 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 4 بعد از ظهر توسط فرزانه| |


ديدي اي حافظ كه كنعان دلم بيمار شد


عاقبت با اشك غم كوه اميدم كاه شد


گفته بودي يوسف گمگشته باز آيد ولي


يوسف من تا قيامت همنشين چاه شد
.
.

.
من از لیلــــــــی شدن تــــــرسی ندارم....


ولــــــــی مجنـــــــون شدن کـــــــار شمــــــــا نیست.
.
.
.

.
خدایا .... به من فهم و شعور بده ؛

تا برای آنچه که تقدیرم نیست اشک نریزم ... !!
.
.
.
چه ساده بودم آن هنگام

كه مي پنداشتم ،

شكستن دل كسي

ناگوارترين حادثه عالم است،

امروز كه دلم شكست

و عالمي تكان نخورد ،

به سادگي خودم ميخندم........
.
..
.
فعلا دلتنگی

تنها نصیب من

از همه ی زیبایی توست ….

این روزها می گذرند

ولی من به این سادگی

از این روزهای تلخ نمی گذرم ....
.
.
.


نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 7 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

گاهی عمیقاً مایلم « ماهی » باشم

 

               ماهی حافظه اش هشت ثانیه است

 

                             بی هیچ « خاطره » ای !!!

نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 5 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

مــَــــــن...


شیفتـــــــه ی آن بوســـه ی


هول هولــَـــــکی ام


کـــِـه


دیرتـــــــ شده اما


از خِــیــــــــرَش نمی گـُـــــــذری ..!!!

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 10 قبل از ظهر توسط فرزانه| |

مي آيي عاشق مي كني

محو مي شوي

تا فراموشت مي كنم

دوباره مي آيي

تازه مي كني خاطرات را

محو مي شوي

به راستي كه سراب از تو با ثبات تر است!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


من هر روز در تلاشم تا خا طرم بماند

و تو هر شب دعا مي كني

كه فراموش كني!

خاطراتمان چه بلا تكليف اند!!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,


 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


نگران نباش عشق من

یارانه ام را به حسابم ریخته اند

ومن دیگر آنقدر ثروتمند شده ام

که می توانم تورا تا هر کجا که بخواهی برسانم.

راستی ...

هنوز هم اهل پیاده روی هستی ؟!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  


آنگاه که ...

ضربه های تیشه زندگی را

بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی؛

به خاطر بیاور که...

زیبایی شهاب ها

از شکستن قلب ستارگان است!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عکس,عکس داغ,سایت عکس,


من را رها کن لطفا...

دو دستم که عمري به سوي تو دراز است ،

رهـــــا کن !

من را که نمي تواني بالا بکشي

مي ترسم . . .

خودت هم به زمين بيافـتـي !!!

افسانه ها می گویند

که خوشبخت ترین انسان زمین را

می توان سوار بر اسبی تک شاخ یافت،

چشم هایت را باز کن

تا باور کنی که بهترینی!!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انگار روزی دیگر فرا رسیده است.

اگر چشم هایت گشوده شده اند

و اگر می توانی صادقانه لبخند بزنی

بدان که خداوند...

هنوز عاشق توست!!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خورشید سعادت را

بر آسمان خانه شما می بینم.

صبور باش...

تیره ترین ابر ها هم ،

چند روزی بیشتر

دوام نمی آورند!!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


عزیز دلم

زندگی من به اندازه کافی شبیه فیلم های هندی بی سر و ته است !

تو دیگر

پشت درخت های تقدیر و حادثه پنهان نشو !!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگر بخواهم صادق باشم

ديگر

به دنبال کسي که درکم بکند نيستم !

من از ابتداي کودکي روروَکم را شکستم

تا روي پا هاي خودم بايستم !!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وقتي گرفته اي ،

وقتي که ناخوشي

وقتي شبانه روز فقط

وقت مي کشي ،

دستامو پس نزن

پاي دلم بشين

يک بار ، يک نفر هم غير خودت ببين !

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 هميشه برايت بهترين ها را خواسته ام

در هرشرايطي و به هر نحوي

وقتي غريبه ها اين گونه به تو ايمان دارند

چگونه مي تواني نااميد باشي

دوست من ؟

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگر قدر ثانیه های

بدون بازگشت را می دانستند

و از قله های باشکوه موفقیت

چیزی شنیده بودند؛

هیچ گاه ...

برای در چاله مانده؛

چاه را توصیف نمی کردند!!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من دير زمانيست ،

خدا را در آغوش فشرده ام !

من سال ها

در بهشت مي زيسته ام

بي ترديد ، بي دلهره ، بي عذاب ِ کارهاي نکرده

من سال هاست که ديگر ...

به گناه اعتقادي ندارم !!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کمبود خواب

با یک روز مرخصی حل می شود.

کمبود وقت

با مدیریت زمــان.

سایر کمبود ها نیـــز علاجی دارند
...
با کمبود دست هایت چه کنــم ؟!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دلتنگی ... دلتنگی ...

همانند سربازي که تازه از جنگ بازگشته

محتاج نوازش دست هايت هستم

باور کن که دلتنگي ... دلتنگي ...

دلتنگي مرگ تدريجي ست !!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 
  مي داني ...

پزشکان که هيچ

حتي مامورين بازيافت هم

از اين قلب شکسته

 قطع اميدکرده اند !!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دهان که به سخن باز کرد

بوی رفتن را احساس کردم !

و من چه کودکانه فکر می کردم

با آدامس نعنایی...

می شود سرنوشت را تغییر داد !!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وقتي که چشم بسته

روي طنابي که يک سرش در دست تو بود ،

بنــد بازي مي کردم ...

دريافتم که هميشه در عشق ،

مساله اعتماد بوده است.

ميان چشم هاي بسته من و

دست هاي لرزان تــو !!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


چوب کبریت های نیمه سوخته

و چشم هایی...

در حسرت دوباره دیدنت.

به امتحانش می ارزید

ولی ای کاش

قصه های زمان کودکی بر اساس واقعیت بود!!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به سلام ها دل نمی بندم،

از خداحافظی ها غمگین نمی شوم،

دیگر عادت کرده ام

به تکرار یکنواخت دوری و دوستی

خورشید و ماه!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,


 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می گفتند که ...

چشمانت دیگر جاذبه ای ندارند!

امروز از آنها افتادم ،

باورم شد !!!

عکس,عکس داغ,سایت عکس,

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 9 قبل از ظهر توسط فرزانه| |

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم

                     با خیال او ولی تنهای تنها میروم

                               در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی؟

                             شاید او حتی بگوید لایــق من نیستی !

                              مینویسم من که عمری با خیانت زیستم

   گاهی از من یاد کن اکنون که دیگر نیستم ...

 گاهی از من یاد کن اکنون که دیگر نیستم ...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

همیشه میگن سکوت علامت رضاست ،

اما من میگم نه !

بعضی وقت ها سکوت میکنی

چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی.

بعضی وقت ها...

 سکوت می کنی چون

واقعا حرفی برای گفتن نداری.

گاهی موقع ها سکوت یه اعتراضه،

گاهی موقع هام انتظاره.

اما بیشتر وقتها سکوت واسه اینه که هیچ کلمه ای

نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری، توصیف کنه . . .

 و من در هجوم این مصیبت

  سکوت می کنم . . .

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 10 قبل از ظهر توسط فرزانه| |

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم


حالا یک بار از شهر می رویم


یک بار از دیار


یک بار از یاد


یک بار از دل


و یک بار از دست


آری گذشت دیگر آن زمان...

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 6 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

مثه خوابی...مثه رویا

مثه آرامش دریا

مثه آسمون آبی

آرومی وقتی که خوابی

مثه پروانه نجیبی

تو یه رویای عجیبی

مثه یاسای تو باغچه

مثه آینه تو باغچه

مثه چشمه ی زلالی

انگاری خواب و خیالی

.
.
.
 بي تو من موندم و رويا

خسته از تموم دنيا

يه دل تنگ شكسته

دو تا چشم خيس خسته

روزا تب دار شبا بيدار

يه تن خسته بيمار

مثه يه مرده سر دار

 از خودم از همه بيزار

له له لحظه ديدار

بينمون ديوارو ديوار

 

 

نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

تمام میشوم

               پس ماندهایــــم را؛

حتی سگ های ولگرد هم

                                 خواهانی نیستـــ ...

 اینجا حتی نمیتوان یواشکی دلتنگی کرد ..

                 اما من انقدر پُرم که از هیچ نگاهی دیگر ابایی ندارم...

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

 

منم با یک اتاق و شب که بی تو سخت تاریکه

مهم اینه که رویامون به هم از دور نزدیکه

واست احساس می بافم تو رویاهامو می پوشی
 
خدا هم سخت خوشحاله از این که ما هم آغوشیم
 
به این احساس مدیونیم باید کاری کنیم واسش

باید هر جا که لازم شد فداکاری کنیم واسش


 

تو رویا خیلی خوشبختیم ولی در اصل می لنگیم
 
رسیدن گاهی ممکن نیست مهم اینه که می جنگیم
 
نفس می شی واسم امشب می ری آروم تو سینم

به حدی عاشقت هستم خودم رو هم نمی بینم

به این احساس مدیونیم باید کاری کنیم واسش

باید هر جا که لازم شد  فداکاری کنیم واسش
نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

توراحس میکنم هردم...


که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...


من از شوق تماشایت...


نگاه از تو نمیگیرم....


تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار....


ولی...افسوس...این رویاست....


تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم....


تو با من مهربان بودی...


واین رویا چه زیبا بود....


ولی.... افسوس.... که رویا بود....

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

del ava_73.jpg

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

 يکي از سختـــ ترين کارهــاي دنيا اينـه که ،

براي ديگرانـــ توضيح بدي ، دقيقا چـه مرگتـــه.

***

 ميگن براي شناخت انسان هــا ،

 يـا بـايد باهاشون همنشينـــ بشي يـا هـمسفـر ،

 امـــا
به نـظر من يـه جور ديـگه هـــمــ مـيـشه شـنـاختـــــ!!

***

من که به هيچ دردي نميخورمـ ،

 

 اين دردهـا هستنـد کـه چپ و راست بـه من ميـخـورند !!

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط فرزانه| |

وقــتي خواستن هــا بوي شهوت ميدهند ،

وقــتي بودن ها طعــم نـيـاز دارند ، وقــتي تنهايي هـــــــــا
بي هيـچ يــادي از يـــــار ، بـا هـر کسي پـر ميشود ،

وقــتي نــگاه هــا ، هرزه به هر سو روانه ميشود
وقــتي غــريزه ، احساس را پوشش ميدهد ، وقــتي انــسان بودن ،

 آرزويي دست نـيـافتني مـيـــشود
ديگر نميـخواهمت ، نــه تو را و نــه هيچ کس ديگر را.

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط فرزانه| |


:قالبساز: :بهاربیست: